خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_ "محسن نامجو" خواننده وآهنگسازي که بيشتر با موضوع "موسيقي تلفيقي" شناخته ميشود، طي نامهاي رسما عذرخواهي کرد.
چندي پيش "عباس سليمي"، خادم القرآن از وي به دليل قرائت توهين آميز آياتي از قرآن و انتشار آن، به دادستان عمومي انقلاب شکايت کرده بود.
متن كامل نامه عذر خواهي نامجو به شرح زير است:
«بنده، محسن نامجو، طي اين نامه بدون ذكر هيچ مقدمهاي بابت تبعات اجتماعي كه تجربه شخصي و خصوصيام اينگونه در پي داشته، به طريق زير رسما عذرخواهي ميكنم:
1. ابتدا از وجود مبارك و مقدس مادرم، كه اولين معلم قرآن من در سنين كودكي بود و خوشبختانه هيچگاه قطعه موردنظر را نشنيده است تا براي هميشه از من نااميد شود.
2. از تمام مراجع عظام و بزرگان ديني كشورم كه ميدانم از مدتي پيش توسط عدهاي از غرضورزان CD بنده به سمع و نظرشان رسيده است و خاطرشان را آزرده كرده است.
3. رسميترين عذرخواهي من از تمام ملت مسلمان، بهويژه در كشور عزيزم ايران ميباشد.
اما بعد از اين عذرخواهي رسمي كه اميدوارم صميمانه و صادقانه مورد قبول واقع شود، خيلي كوتاه چند نكته را براي رفع سوءتفاهمات ذكر ميكنم:
1. برادر ارجمند جناب آقاي سليمي در قسمتي از متن اوليه شكايتشان ذكر كرده بودند كه اين قطعه در سايت متعلق به نامجو يافت شده. آقاي سليمي عزيز، من بزرگترين ضرر و زيان را از طريق سايتهاي اينترنتي كه هيچكدام متعلق به من نيست ديدهام و چندينبار براي پخش شدن غيرقانوني كارهايم توسط مخاطبان ناشناس، مجبور به توضيح رسمي يا غير رسمي شدهام. باور كنيد كه نه من و نه حتي مراجع دولتي نميتوانند روي اين سايتهاي ريز و درشت كنترل داشته باشند. هنوز هم تمام هستي و نيستي ما با قيمت 3800 تومان در بعضي از اين وبسايتها به فروش ميرسد و سودش در جيب عدهاي ناشناس ميرود، بدون اينكه كسي فكر كند كه اين حاصل سالها زندگي و دريافتهاي حقير بوده است.
برادر عزيز تنها سايت رسمي متعلق به بنده كه بعد از دانشجو شدنم در كشور اتريش تاسيس شده است با آدرس www.mohsennamjoo.at ميباشد كه هرگونه خطايي در آن مشاهده شود، مسئوليت آن مستقيما متوجه بنده خواهد بود. ميتوانيد خودتان ببينيد و قضاوت كنيد.
2. هميشه برايم سخت بوده است كه از كارهاي انجام شده بهويژه در راستاي محتواي مذهبي و اسلامي صحبت كنم. اما خواهش ميكنم از نظر دور نداريد كه من يك مسلمانزادهام و هيچگاه خود را در حدي نميدانم كه با مقولهاي در سطح اعتقادات يك ملت شوخي كنم.
بنده در حال حاضر روي 2 دعا از كتاب مفاتيحالجنان ملوديهاي مذهبي ساختهام. همچنين 3 ملودي مختلف متناسب با كلام اذان آماده ضبط و انتشار دارم كه هر كدام از آنها اگر خدا بخواهد ميتواند براي روح ملت مسلمان ايران، مانند اذان مرحوم موذنزاده تا چند سال به يادگار بماند. از باقي فعاليتها چيزي نميگويم تا بيش از اين حمل بر ريا نشود. اما فقط اين را اضافه ميكنم كه هيچكدام از جريانهاي گذراي روزگار نميتواند مرا در اصولي كه به آن پايبندم متزلزل كند. سه روز بعد از نوشتن اين ندامتنامه قرار است در سانفرانسيسكو و چند شهر ديگر كشور آمريكا روي صحنه بروم اما حلقه «و ان يكاد»ي كه مادرم برايم خريده است را چه اينجا و چه در هر جاي ديگر بر گردن دارم. باور كنيد اگر پاي ماجراجويي و مطرح كردن خويش در ميان باشد ميتوان از شكايتهايي اين چنين استفاده كرد و كار اقامت هميشگي در خارج از ايران را به سامان رساند، اما خداوند شاهد است كه دوري از ايران برايم مرگ مسلم است.
قبلا هم اقدام من بهخاطر شركت نجستن و قبول نكردن دعوت گروههاي سياسي خارج از كشور، توسط مراجع دولتي كشورم پس از بازگشت، مورد تقدير واقع شده است. اين پرگوييها را اضافه كردم كه بيرون بودنم از ايران، حمل بر سوءاستفاده يا خداي ناكرده موضعگيري در قبال ملت ايران و اعتقادات آنان نشود. چرا كه اگر ايران اسلامي را نفي كنم يعني بيش از 30 سال هوايي را كه استشمام كردهام نفي ميكنم، يعني مشخصا خودم و تمام ريشههايم نفي شده است و من چنين بيبته نيستم.
3. اما در آخر، علاوه بر تشكر از لحن دوستانه شما، در ادامه جوابيه برادرم اضافه ميكنم كه هيچگاه و به هيچ دليل، من نه قصد اشاعه چنين قطعهاي را داشتم و نه تا جايي كه تواناييام رسيده اجازه آنرا به كسي دادهام. برادر عزيز، شما خودتان قضاوت كنيد، مگر كدام ما ضامن پاسخگويي به تمام تجربياتي كه در خلوتي شخصي و منزلي شخصي، انجام ميدهيم هستيم؟ اين جهنمي است كه دنياي رسانه براي ما ايجاد ميكند و سوءتفاهمي به اين بزرگي را موجب ميشود.
حدود 3 سال از ضبط اين تجربه ناميمون ميگذرد و اينكه اخيرا به گوش شما رسيده است، نشاندهنده آن است كه در تمام اين 3 سال دوستان يا حتي دشمنان من كه كپي اين قطعه به دستشان رسيده است، براي رعايت حريم مسلماني از نشر آن در جامعه جلوگيري كردهاند. آن سايت اينترنتي كه اخيرا موجب پخش اين قطعه شده است، نه متعلق به من، بلكه سايتي به نام "توكيل" و زير نظر فردي به نام "بهروز جوانمرد" است، كه اين شخص كاملا براي من ناشناس است و حدس ميزنم كه با اين كار بيشتر از اينكه دلش براي مسلماني بتپد، سعي در خراب كردن نام و وجه بنده كمترين را داشته است.
آقاي سليمي عزيز، بدينوسيله خواهش ميكنم بعد از دريافت اين عذرخواهي رسمي كه رو به تمام ملت ايران ميباشد، تا آنجا كه ممكن است شما هم با مراجعه به آن "ناجوانمرد" از اشاعه بيشتر جلوگيري فرمائيد، باشد كه روزي من شكايت رسميام را از آن آقا به مراجع تسليم كنم. اين درست مثل اين است كه كسي خداي ناكرده با دوربينش سر در شخصيترين حريمهاي زندگي خصوصي من و شما كند.
خداوند همه ما را در قرارگيري در راه راست و جبران اشتباه گذشته ياري كند.